أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

389

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . نسخهء فارسى : جاشوش ، در ديگر منابع : جاسوس . آن را به عنوان . Silene Cucubalus Willd يا Silene inflata Sm . تعريف مىكنند ( غافقى ، 213 ) ؛ برخىها مىپندارند كه اين - Gratiola officinalis L . است ( I , Dozy ، 194 ) . ( 2 ) . گشوش . ( 3 ) . گاشوش . ( 4 ) . كازرونى تا اين‌جاى متن عنوان را نقل مىكند ( ورق 88 الف ) . 240 . جاورس 1 معرب است از لفظ گاورس 2 و به رومى او را كنخرس 3 گويند و به عربيت دخن گويند . ( 1 ) . Panicum miliaceum L . ؛ سراپيون ، 285 ؛ ابو منصور ، 103 ؛ ابن سينا ، 165 ؛ غافقى ، 201 ؛ ميمون ، 70 . ( 2 ) . گاورس ، قس . II , Vullers ، 947 . ( 3 ) . نسخهء فارسى : كيخون ، بايد خواند كنخرس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 97 . 241 . جاوشير و جاوردشير 1 نوعى است از ادويهء نباتى كه او را به لغت پارسى گاورشير 2 گويند و لاورشير 3 نيز گويند . او را از اصفهان كه منبت اوست به اطراف برند . او را به لغت سريانى ذفارا 4 گويند . ماسرجويه گويد « جاوشير » نوعى است از انواع صمغ 5 [ ؟ ] و درخت او به سبد مشابهت دارد ، از او شيراز 6 كنند از جهت نانخورش . ابو معاذ از ماسرجويه حكايت كند كه درخت او را « جاهل » گويند و بعضى « چاول » 7 گويند . چنين گويند كه او صمغ كرفس كوهى 8 است . در منقول مخلص آورده است كه « جاوشير » را به زبان يونانى ابوپناقس 9 گويند . ديسقوريدس گويد : درخت او را به رومى باناقس 10 گويند و از جهت صمغ او را در بستان‌ها بنشانند . برگ او درشت باشد و به زمين نزديك بود ، لون او در غايت سبزى بود و او به برگ انجير مشابهت دارد از اين جهت كه به شبه برگ انجير دايرهء او بر پنج قسم شكافته باشد . ساق او به خيار مشابهت دارد و مزغّب [ پوشيده از كرك ] باشد چنان‌كه خيار . معنى « مزغب » گفته‌ايم 11 . زغب او به لون سپيد بود ، شكوفهء او زرد باشد و بوى او